
مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته
باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند.
مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند.
شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات
برآمدن ندارد.
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد
هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد
قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق
نوش کردیم،چه نوشی،چه سرانجام افتاد
عاشق دل شکسته